عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

87

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

يارغوجى و سلطان يساول « 1 » قضيّهء محمّدشاه و سبوكشاه را پرسيدند و قتلغشاه نويين اعتناء و اهتمام تمام فرمود در باب محمّد شاه سلطان ؛ چنانچه قصد امير حاجى برادر امير نوروز و امير ساتلمش مؤثّر نيامد و حكومت او در كرمان محكمتر شد . فامّا ملك شرف الدّين سمنانى رضا جويى نوروزيان را « 2 » مبالغ مال كرمان « 3 » بر سلطان محمّد شاه حواله داشت و همانجا محصّلان عنيف آن وجوه كه به جانب « 4 » بارك « 5 » تعلّق داشت امراء بزرگ « 6 » مطالبت نمودند . بدين واسطه دمه « 7 » سلطان و نواب به قروض « 8 » قادح كه مبلغ آن از سيصد هزار دينار بگذشت گران بار شد و اين بليّت موجب استيصال كرمانيان آمد . و در همين ايّام علاء الدّين حسن شاه نيز از كرمان برسيد و به برادر ملحق گشت . سبوكشاه منكوب و مفلوك « 9 » گشته به خراسان رفت و امير نوروز اينى « 10 » خود را حاجى طرغون بىحكم يرليغ جهت تحصيل مال چريك خراسان به كرمان فرستاد و حاكم مطلق گشت . سلطان محمّد شاه و تيمور بوقا يلدوزجى بر جناح استعجال باز به كرمان فرستادند با حاجى شيوهء مقاومت ورزيدند « 11 » و دست محمّد شاه بالا آمد . حاجى را به ضرورت از كرمان منزعج بايست شد . هم در اين سال سنهء خمس « 12 » و تسعين و ستماية مولانا اعظم قاضى فخر الدّين هراة « 13 » به راه وزارت با احكام و يرليغ و نايره به كرمان آمد و بر پهلوى تخت سلطنت بر صندلى صدارت نشست و كار ولايت « 14 » و ديوان در دست گرفت . سبوكشاه با برادر امير نوروز ، يولدوق « 15 » به كوبنات آمدند و يولدوق « 16 » متغلّب « 17 » و اربه شهر هجوم كرد . ميان او و محمّد شاه سلطان منازعت و مكاوحت به محاربت و مقاتلت انجاميد و مفلوك باز به كوبنات

--> ( 1 ) با ، گ ، مل : ياساول . ( 2 ) ما ندارد . ( 3 ) گ ، مل : كرمان را . ( 4 ) اساس : جوانب . ( 5 ) مو : تارك . بقيه نسخه‌ها مانند متن . ( 6 ) با ، گ ، مل : و امراء بزرگ . مو : و به امراء بزرگ . ( 7 ) مو : زند . مل : رمه . ( 8 ) اساس : معروض . با ، گ ، مل : فروض . مو ندارد . ( 9 ) با ، گ ، مل : مغلوب . ( 10 ) با ، گ ، مل : رائى . مو : راى . اساس : مانند متن ولى نقطه ندارد . تصحيح قياسى است . ( 11 ) همه نسخه‌ها جز با : ورزيد . ( 12 ) گ ، مل : خمسين . ( 13 ) با : هزار . با توجه به آنچه خواهد آمد بايد « قاضى هراة » باشد . ( 14 ) با : يرليغ ولايت . ( 15 ) اساس : بلدود . ( كذا ) . گ : بلدود ( كذا ) . مل : يلدوز . مو : بلدو . ( 16 ) مل : يلدوز . ( 17 ) اساس بىنقطه . با ، گ ، مل : متقلّب . مو خوانده نشد .